Mar 18, 2012 - حقوق بشر, دانشگاه, زن, فمينيسم    Comments Off

 تفکیک یا حذف جنسیتی در دانشگاههای ایران

مطلب زیر در سایت جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی منتشر شده است

هنگامی که حکومت دیکتاتور پهلوی سرنگون شد، کم نبودند کسانی که به جای اندیشیدن به کشوری پیشرفته به دنبال آن گشتند که هر آن چه پهلوی ها کرده بودند را وارونه انجام دهند، با تیشه به پاسارگاد رفتند، قانون کشف حجاب را مبدل به چادر اجباری کردند و … . و چنان پیش رفتند که رهبرشان که تا قبل از آن حامی اسلامی کردن همه جا بود، به انتقاد از عملکردهای کور و بی منطق آنان پرداخت، اما روند ضد فرهنگی ای که شروع شده بود ادامه یافت، تا به دانشگاه ها رسید و قرار بر آن شد تا دانشگاه ها اسلامی شوند و کسی هم جرات نداشت بپرسد که اسلامی کردن دانشگاه به چه معناست؟ سال ۸۳ و چندی پیش از نمایشی که به انتصاب محمود احمدی نژاد به ریاست دولت ایران انجامید، امام جمعه اصفهان در طی سخنانی از تفکیک جنسیتی گسترده در همه جا سخن گفت؛ بلافاصله اولین پارک مخصوص زنان با کشیده شدن دیواره های بلند برزنتی در اصفهان ایجاد شد، روندی که ادامه یافت تا به تفکیک جنسی در دانشگاه ها رسید. در این میان در کنار سخنان غیر معقول برخی مدافعان متعصب تفکیک جنسیتی، برخی مقامات دولتی نیز سخنانی بیان داشتند که جالب توجه به نظر می رسید.

علمی کریمی فیروز جایی عضو کمیسیون آموزش مجلس دوشنبه ۳۰ خرداد ماه ۹۰ در گفتگو با خبرنگار مهر عنوان داشت که وزیرعلوم، تحقیقات و فناوری بر عملی شدن تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها از مهر ماه سال جاری و با آغاز سال تحصیلی تاکید دارد. این نماینده مجلس افزود: در این خصوص تمام سلف سرویس ها، اتوبوسها، فضاهای تازه تاسیس و حتی کلاسهای درسی تفکیک جنسیتی خواهند شد

رضا آشتیانی عراقی عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در گفتگو  خود (۳۰ خرداد۹۰) با خبرگزاری مهر ضمن تاکید بر این مطلب که امکانات تحصیل زنان باید محدود شود، می افزاید: در حال حاضر بالطبع زنی که در دانشگاه تحصیل کرده است به دنبال شغل است اما در جامعه نیز این شغل را با حقوق کمتری به نسبت مردان دریافت می کنند چرا که زنان قانع تر هستند و کارفرماها حقوق کمتری به آنها می دهند، وی در ادامه تاکید کرد: مسئولیت تامین مخارج خانه و خانواده بر عهده مرد است و وقتی مردان نتوانند در رشته هایی که با آنها تناسب دارند تحصیل کنند در ادامه شغل مناسبی هم پیدا نمی کنند و مشکلات خانواده ها بیشتر می شود زیرا هر چقدر هم که زنان کار کنند نمی توانند خرج خانه را برعهده بگیرند

موارد مذکور معدود سخنان مسئولان است که رسما تفکیک جنسیتی را پذیرفته اند، اما در سایر موارد مسئولان ضمن فرافکنی، عملکرد خود را با نام های دیگر معرفی می کرده اند و سپس با توجه به تبعیض گسترده و رسمی پذیرش دانشجو در کنکور سراسری سال ۹۰ برای فرافکنی فراخوانی مبنی بر تاسیس دانشگاههای تک جنسیتی غیر دولتی می دهند و بلافاصله خبر از تاسیس چنین دانشگاههایی در گوشه کنار کشور منتشر می کنند، اما با نگاهی به روند مطرح شدن مسائل فوق و کارنامه دانشگاه های تک جنسیتی در کشور به نکاتی بر می خوریم که قابل بحث می باشند.

سال تحصیلی ۸۳-۸۴ هم زمان با درگیری های نیروهای امنیتی در دانشگاه اصفهان شروع شد، دختران ساکن در خوابگاه های دانشگاه اصفهان پس از دیدن میزان خشونتی که بر علیه هم دانشگاهی های پسرشان که معترض به وضعیت دانشگاه بودند، به تصور اینکه شاید خشونت با انها کمتر باشد، به حمایت از هم دانشگاهیان و خواسته های صنفیشان به صف معترضین پیوستند، پس از ان خشونت نیروهای امنیتی بر علیه دانشجویان به خصوص برعلیه دانشجویان دختر ساکن در خوابگاه های دانشگاه اصفهان به حدی بود که در سطح شهر شایعه شده بود که اینانی که بر علیه دانشجویان آن گونه خشن برخورد می کنند، نمی توانند ایرانی باشند و احتمالا لبنانی یا سوری هستند، دانشجویان معترض به وضعیت دانشگاه اصفهان و دانشگاه شهید مهاجر شدیداً سرکوب شدند ولی هنوز تصویر برخوردهای خشن نیروهای امنیتی با دختران دانشجو در ذهن بسیاری بود، که امام جمعه اصفهان سخن از تفکیک جنسیتی گسترده آورد، با نگاهی به سایر دانشگاه هایی که با تفکیک جنسیتی روبرو بوده اند،در میابیم این دانشگاه ها شامل دانشگاه هایی هستند که داری فضای فعال و کنشگری در رابطه با فعالیت های مدنی و سیاسی بوده اند، دانشگاه علامه طباطبایی که تعداد کثیری از اساتیدی که در سالهای اخیر بازنشسته اجباری شده اند از این دانشگاه بوده اند یکی از موارد تفکیک جنسیتی بوده است، دانشگاه علامه طباطبایی علاوه بر تفکیک جنسیتی شاهد حذف بسیاری از رشته های تحصیلی بوده که با نگاهی گذرا به تعداد دانشجویان اخراجی به دلایل سیاسی و اساتید بازنشسته شده، رابطه معنی داری میان آنها می بینیم.

از سوی دیگر فشار بر دانشگاه ها حذف تدریجی دختران از دانشگاه های دولتی دارای سطح علمی بالا می باشد، قسمت اول این طرح با درج تعداد پذیرش شدگان دختر و پسر در دفترچه های کنکور آغاز شد، هر چند مسئولان کشور از سطح علمی بالای دانشگاه های تک جنسیتی و تاثیر تفکیک جنسیتی بر رشد علمی دانشجویان، به خصوص دانشجویان دختر سخن ها گفته اند، اما نگاهی به رنکینگ  منتشر شده توسط نهاد رتبه بندی دانشگاه های جهان اسلام که نشانی اینترنتی آن گویای وابستگی اش به حکومت ایران است، مستنداتی مغایر با گفته های مسئولان را پیش چشم ما قرار می دهد، در ۲۰۲ دانشگاه رتبه بندی شده در قسمت دانشگاه های ایران به دنبال رتبه چند دانشگاه تک جنسیتی گشتم تا مقایسه ای با سایر دانشگاههای کشور باشند، دانشگاه الزهراء رتبه ۲۷ دانشگاه های کشور را به خود اختصاص داده بود، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر مجلسی (دانشگاهی کاملا پسرانه) رتبه ۹۰ را به خود اختصاص داده بود و دانشگاه آزاد اسلامی واحد زرین شهر (دانشگاهی کاملا دخترانه) در بین ۲۰۲ دانشگاه رتبه بندی شده وجود نداشت، دانشگاه افسری امام علی (ع) رتبه ۱۲۸ و دانشگاه امام صادق (ع) رتبه ۷۳ را کسب کرده بودند، برای مقایسه در این رتبه بندی می توان به رتبه دانشگاه پیام نور اشاره کرد که هر چند وقت یک بار برخی سخن از عدم اعتبار علمی آن می کنند ولی براساس رتبه بندی دانشگاه های کشور دانشگاه ۳۱ کشور را دارا می باشد، قسمت دوم این فشار بر دانشجویان دختر در کنار حذف تدریجی حضور دختران در دانشگاه های دولتی به واسطه سهمیه بندی جنسیتی، ایجاد اموزش عالی غیر دولتی برای تحصیل دختران می باشد که علاوه بر ایجاد هزینه های تحصیلی برای دختران و اینکه فضای منفعل موجود در موسسات آموزش عالی غیر دولتی موجب گسترش انفعال اجتماعی در نیمی از جامعه ایرانی می شود، از سویی دیگر با توجه به اینکه موسسات اموزش عالی غیر انتفاعی در اکثر موارد تنها حداقل های یک موسسه آموزش عالی را دارا می باشند، با گسترش تبعیض علمی بر علیه دختران روبرو خواهیم بود که عواقب شدیدی را در آینده در پی خواهد داشت.

همه آن چه در بالا به آن اشاره شد، بخش کوچکی از عملکردی است که نتیجه سیاست گذاری های نهادهای متولی بحث آموزش عالی در کشور است، نهادهایی که براساس رویه جاری تمامی آن ها مجری مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی می باشند که ریاست آن بر عهده ریاست دولت است و آقایان آیت ا… خامنه ای، آقای موسوی، آیت ا… هاشمی رفسنجانی، حجت الاسلام خاتمی و احمدی نژاد باید در مورد آن پاسخگو باشند و آن روز باید جواب دهند که چرا قوانینی را امضا کرده اند که در ان استادی می تواند به دانشجو تعرض کند و باز دانشجو از تحصیل محروم شود و دانشجو متهم شود و دانشجو زندانی شود و به شعور دانشجو توهین شود.

Share:
  • Google Bookmarks
  • Twitter
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Technorati
  • FriendFeed
Mar 18, 2012 - حقوق بشر    Comments Off

بیانیه وبلاگ نویسان خطاب به مهدی خزعلی.

بیانیه جمعی وبلاگ نویسان خطاب به مهدی خزعلی.

به نام خدایی که جان میدهد و جان می ستاند
برای مهدی خزعلی که زمانی جانش را برای دفاع از خاکش بر کف دست نهاد
و اکنون برای دفاع از کلام حق:

ما را چه شده است؟
روزگاری در این سرزمین انقلابی شد،به امید دگرگونی و با هدف سرنگونی دیکتاتوری.
با نوید آزادی.با وعده های الهی گونه.
با نام دین برتر و اکمل.
میراث خوارانی بودند اما که دندان تیز کردند برای سهم خواهی و هر چه بیشتر بردن.
حذف ها کلید خورد،سلطنت طلب،کمونیست،مارکسیست،منافق،دگراندیش،ملی مذهبی،مذهبی،حتی آیت الله ها و حجج اسلام ها…عناوین و انگ ها تولید میشد همچنان.
این چرخه تولید همچنان میچرخد و کار به جایی رسیده که امروز صریق ترین و خالص ترین
یاران این نظام،آماج حملات حذف و حصر و زندان قرار گرفته اند.
در این بین تاکتیک النصر باالرعب چنان کارگر افتاده که کسانی که می دانند و از ماهیت نظام آگاهند سکوت اختیار کرده،نه تنها اعتراضی نمی کنند،که بنده وار سر تسلیم در برابر ظلم و دیکتاتوری ریشه دوانده در اجزای حکومت فرود آورده اند.

قربانیان این تنگ نظری و مطلق گرایی اما اکنون حال و روز دیگری دارند.
عده ای زندانی اند.بعضا گوشه عزلت اختیار کرده اند و گروهی اجبارا کوچانده شده اند از این دیار…
هیچ صدایی نباید شنیده شود! هیچ اعتراضی نباید صورت گیرد!
تنها و تنها چاکران خوارصفت دست به سینه احسنت می گویند و صلوات می فرستند و
آل رسول را شرمسار وجود خود می کنند.
مهدی خزعلی از قاعده وضع شده دیکتاتوری مستثنی نیست.
کسی که آلام و رنجهای زاییده از استبداد را با تمام وجود و ایمان خالصش حس و درک کرده و علیه آن بپا خاسته است.
مگر نه اینکه ان الحیاة عقیدة و الجهاد؟…مگر نه اینکه پرورش یافته مکتبی محمدی علوی حسینی است؟کدام یک از این بزرگواران سکوت در برابر ظلم را جایز کرده اند؟

باری،خزعلی بجای نشستن بر سر خوان رنگین نعمت و مکنت و صحت و عافیت دنیا،در کار خوان دیگری است.خوانی که رسول خدا و آلش گسترده اند و بندگان را جهت ارتزاق از آن فرامی خوانند.
او دست از جان شسته و دعوت بزرگان دینش را لبیک گفته و سکوت مرگبار خفقان حاکم خواسته را شکسته و لب بر غذا بسته.
و حاشا بر بی غیرتی ما….
او برای دفاع از حقوق شهروندی زیرپا مانده ما فریاد سر داده و در برابر،ما سکوت کرده،سر به زیر انداخته و بکار زندگی روزمره خویش مشغول شده ایم و مغفول مانده ایم.

لحظه ای به خود آییم و به کار کشف خودِ خودمان بپردازیم.
زندگی بسیار زیباست و ارزشمند.زندگی موهبتی است الهی تا جایی که چشم بر زندگی دیگری نبندیم.
از هر دریچه و منظری بنگریم،سکوت شایسته ما نیست،نه از دیدگاه الهی،نه انسانی،نه مذهبی،نه شهروندی،نه هموطنی،نه آریایی….

فریاد مجازی ما به جایی نخواهد رسید.اگر ذره ای داعیه دفاع از حق،انسانیت و آزادی داریم بپاخیزیم و در حرکتی منسجم و غیرتمندانه قبل از آنکه کار از دست بشود،برای نجات این رادمرد،اقدام کنیم.

و کلامی با مهدی عزیز:
سرزمین ما به مردانی چون تو بس نیازمند است چرا که سالهاست کهنه درخت مردانگی
و غیرت،در این سرزمین آبیاری نگردیده و اندک جانی بر آن مانده…

این سرزمین به امثال تو نیاز دارد نه برای ریاست و کیاست و وزارت(که نیک میدانم از آن بیزاری)…که برای آبیاری و رویش شاخه هایی تازه از این درخت کهنسال…

برای ما…برای این سرزمین…برای انسانیت…برای شرافت…برای نجابت…بمان.
التماست میکنم بمان.
و جان را خدا میدهد و خدا می ستاند.
بیست و هفتم اسفند 1390

Share:
  • Google Bookmarks
  • Twitter
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Technorati
  • FriendFeed
Mar 11, 2012 - اجتماعی    1 Comment

احمدی نژاد در بلوار آیت الله امام خامنه ای هشتگرد

 

 

ریاست دولت جمهوری اسلامی در طی سفری به استان البرز امروز در ساعت 15 در ورزشگاه شهید جویینی شهرستان ساوجبلاغ سخنرانی خواهند داشت، این ورزشگاه در شهر هشتگرد، بلوار آیت الله امام خامنه ای (آیت الله خامنه ای سابق) واقع گردیده است.

 

قابل ذکر است ریاست دولت می بایست براساس قانون به جای حضور در استان البرز، در ساختمان مجلس شورای اسلامی حضور می یافت و به سوالات مطرح پاسخ می داد

Share:
  • Google Bookmarks
  • Twitter
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Technorati
  • FriendFeed
Feb 8, 2012 - اجتماعی, اقتصاد    Comments Off

نخستین پل مکانیزه عابر پیاده در شهرستان هشتگرد

فکر کنم حداقل یک سالی بشه این پل جدید رو نصب کردن، کلی تبلیغ که بله! ما نخستین پل عابر پیاده مکانیزه رو برای رفاه مردم شهرستان ساوجبلاغ در مرکز این شهرستان (شهر هشتگرد)نصب کردیم ولی شهروندان این شهرستان چشم انتظار گشایش درب های قفل شده این پل عابر پیدا هستند، پلی که برای احداث ان یک پل قدیمی که در پر رفت و امد ترین محل های شهر هشتگرد نصب شده بود برچیده شد.

جاهای مختلفی رو گشتم ولی همه جا پل عابر پیدا رو جزو چیزهایی که باید استفاده کرد مثل جاده، پیاده رو،خیابان،اتوبان طبقه بندی کرده بودن ولی هیچ جایی پل عابر پیاده رو در سری چیزهایی مثل مجسمه،تندیس و امثال اینها طبقه بندی نکردن، یکی هم نیست بیاد از شهرداری هشتگرد بپرسه که اگه قرار نبود کسی از این پا استفاده کنه دلیل خرج کردن بیت المال چی بود؟

Share:
  • Google Bookmarks
  • Twitter
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Technorati
  • FriendFeed
Jan 27, 2012 - حقوق بشر, زن, فرهنگي    Comments Off

یاد انسانیت بخیر

سرزمین جالبی داریم، نمی دونم چرا اینجوریه ولی توی سالهای محدود زندگیم، به جز یک گروه خاص، همه کسایی که مورد هدف شعارهای “مرگ بر منافق” قرار گرفتن بهترین فرزندان این سرزمین بودند و بعد از اینکه از میانمان رفتند و شعار دهنده ها چند باری سنگ قبر شکوندند تازه یادشون می افته که فردی که کارشون شعاردادن بر علیه اون بوده چه ادم والا مقامی بوده، شعارهای “مرگ بر منافق” خاطره های زیادی رو واسم زنده می کنه، خاطرات افرادی که وجدان بیدار جامعه بودند، افرادی که شرف داشتند و انسانیت را فدای نان شب نکردند و این آخری دختری و مادرش که خیلی چیزها رو در راه دفاع از هم نوعانشون از دست داده اند

وقتی در خبر خواندم که خانم کریمان (مادر شیوا نظر آهاری) را منافق خطاب کرده اند، یاد سخنان خانم طالقانی در مورد پدرش افتادم، قبل از انتخابات بود، و انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی کرج در مراسمی از آقایان زیدآبادی، تاجزاده و خانم طالقانی دعوت به عمل اورده بود که مجوز حضور آقای زیدآبادی در دقایق اخر لغو گردید، در پی سخنان آقای تاجزاده برخی حاظرین در جلسه وی را با شعار “مرگ بر منافق” مورد خطاب قرار دادند،تا خانم  طالقانی با پوزش از برگزار کنندگان به خاطر اینکه می خواهد به موردی جز موضوعی که برای ان دعوت شده بپردازد، شروع به تعریف واژه منافق از دیدگاه قران کردو منافقان را کسانی دانست که نان به نرخ روز می خورند وهر چه حاکمان روز عنوان کنند را اصل دین می انگارند

تاریخ تدریس شده در مدارس این کشور به ما می گفت که فعالان سیاسی مخالف شاهنشاهی پهلوی توسط حامیان شاه، کمونیست و جاسوس شوروی نامیده میشدند، امروز وقتی به ان لیستی که کمونیست و جاسوسان شوروی نامیده شده بودند نگاه می کنیم می بینیم که به جز اندکی سایرین از افتخارات این مرز و بوم هستند، اما چه بسیار دیر ارزش انان نهان ششیوا نظرآهاری - گلشیفته فراهانید، حال بیاییم از طالقانی که بر سنگ مزارش برخی نوشتند منافق کبیر تا سایرینی که به جرم انسان دوستی، در مسلک خلیفه پرستان منافق شناخته شدند را گرامی بداریم تا فردا روزی شرمنده خود نباشیم

گویا بار دیگر  سگ ها را آزاد کرده اند، یادش بخیر زمانی این سرزمین و حاکمانش به خود جرات نمی دادند در بیرون از حرمسراهای خود عملکردی خلاف اخلاق انجام دهند، یادش بخیر زمانی در این سرزمین حرف از پهلوی شکسته و زن یهودی بود، چه بگویم که زن مسلمانی در سرزمینی مدعی مسلمانی مورد هجوم مردانی مدعی مسلمانی قرار می گیرد و کسی از غم این فاجعه نمی میرد

نمی دانم چه شده اما  گلشیفته و شهرزاد مرا به یاد داستان لباس پادشاه می اندازند، گلشیفته ای که لباس از تن برآورد، اما همان بود که  قبلا با لباس  بود، اما خلیفه ای که لباس ها بر تن می کند که در انها پناه گیرد، اما عریانیش را می توان در حال و روز شهرزاد ها دید،چه چه تفاوت دردناکیست میان خلیفه وقتی لباس بر تن دارد و وقتی که در خیابان منتهی به خانه شهرزاد کریمان چهره خود را عریان به همگان می نمایاند و البته خود می بینید خودمان را که چگونه رفتار می کنیم و چگونه در این میان به مانند خلیفه بر تن گلشیفته می تازیم و از ترس اینکه کسی عریانی ما را ببیند او را به زیر تیغ سانسور می بریم و محکوم می کنیم

Share:
  • Google Bookmarks
  • Twitter
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Technorati
  • FriendFeed
Pages:12»
Stop censorship